دانلود آهنگ جدید بایگانی تیر ۱۳۹۵ :: اللهم عجل الولیک الفرج

دانلود آهنگ جدید

اللهم عجل الولیک الفرج

هرکه داردهوس کربوبلا بسم الله...

اللهم عجل الولیک الفرج

هرکه داردهوس کربوبلا بسم الله...

اللهم عجل الولیک الفرج

برمشامم میرسد هر جمعه بوی انتظار

بردلم ترسم بماند آرزوی وصل یار

تشنه ی دیدار یارم، معصیت مهلت بده

تا بمیرم دررکابش با کمال افتخار

الّلهُمَّ صَلّی
عَلْی مُحَمَّدٍ
وَآلَ مُحَمَّدٍ
ﻭﻋﺠﻞ ﻓﺮﺟﻬﻢ
تعجیل در امر فرج ۵ صلوات....

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

عدل ِ   بی نام  علی   واژه ی   نامفهوم  است

عشق ِ بی یاد  علی  پیکره ای   مصدوم  است


مرتضا کیست که در پنجه ی او قهر خداست

جوهر عشق که در نقش عَرَض مکتوم  است


مرتضا ، آینه ی  وجه  خدا   هست   ولی

عقل نا پخته و اذهان  بشر مسموم است


گر من از مدح علی عاجزم از درک من است

ورنه   میزان  کمالات  علی   معلوم است


در دیاری  که علی رهبر خلق است  ، عقیل

سهم خود  دارد  و از سهم دگر محروم است


حق ز حقدار گرفتند و به  نا حق    دادند

این عجب نیست به هر جا که تفکّر شوم است


آتش آن نیست که درگاه  علی را سوزاند

آتش آن است که در سینه ی او مکتوم است 


 پرسم از چاه که با گریه  چه می گفت علی؟

گوید این بود سخن: فاطمه ام  مصدوم  است


به  غم انگیزترین   محنت  زهرا   سوگند

که  علی از همه  ابنایِ بشر مظلوم   است


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۳
مجنون ابوالفضل (ع)

با کوله بار نان شبِ آخر قیام کرد


مردی که هرچه داشت به کف وقف عام کرد


 


یک در میان جواب سلامش نمی رسید


آن که خدا به هر قدم او سلام کرد


 


هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید


او باز هم مقا بلشان احترام کرد


 


از غربتش به قول خودش بس , که روزگار


با مرتضی معاویه را هم کلام کرد


 


بر دوش اوست چرخش دنیا ولی بر آن


طفلی نشست وحس نشستن به بام کرد


 


بعد از نماز نافله شب بلند شد


سمت مدینه فاطمه اش را سلام کرد


 


با این سلام روضه آخر شروع شد


با خاکهای چادر زهرا تمام کرد


 


غمگین ترین امیر , الهی که بشکند


دستی که خنده را به لب تو حرام کرد


 


هفت آسمان به جوش خروش آمده مرو


آن را علی به گوشه ای از چشم رام کرد


 


جای صلات ماذنه باصوت مرتضی


حی العزای علی را پیام کرد


 


بیدار کرد قاتل خود را که حاضرم...


با شوق خویش خون خودش را به جام کرد


 


تا ضربه خورد عالم آدم به سر زدند


در عرش و فرش گریه خواص و عوام کرد


 


تا ضربه خورد خنده به لبهای او نشست


گویا به زهر تیغ عسل را به کام کرد


 


دستی به روی دوش حسن تا به خانه اش


هر کوچه را به خون سرش سرخ فام کرد


 


درخانه زینب است رهایم دگر کنید


آری رعایت دل او را امام کرد


 


زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس


روی جبین دختر خود استلام کرد


 


آری رعایت دل زینب سفارش است


وای از دمی که بنت علی رو به شام کرد


 


ان دختری که سایه او هم ندیدنی است


چشمان بد به دور و برش ازدحام کرد


 


یک بی حیا که دید کنیزی نمی برد


ازآل مرتضی طلب یک غلام کرد


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۰:۵۳
مجنون ابوالفضل (ع)